فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالاختلال

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاختلال ‎kasirol’extelâl‎
(صفت) بسیار آشفته و پریشان. نابسامان.
ق۱۰. در این سال تمام اوقات احوال کثیرالاختلال خود را در آن درگاه عرض کرده، نتیجه نیافته‌بود (اسناد شاه طهماسب، ۱۳۰) ║ ق۱۱. در آن مکان لمعه‌ای از پرتو نار غضب دوزخ‌لهب پادشاه سکندرحسب شامل حال کثیرالاختلال مراد خان نبیرۀ منتشا سلطان گشته (محمود افوشته‌ای، ۲۷) ║ ق۱۲. چون غرض حقیر سرگذشت احوال کثیرالاختلال خودم می‌باشد به ترقیم این حالات و رفتار این روزگار می‌پردازم که کسی‌که بخواند بداند که من فقیر چه کشیده‌ام (میرزا کلانتر، ۹۰)

معنی کثیرالاختلال | فرهنگ جامع زبان فارسی